شمارهی دوم/صفحه هجده
یک فنجان مردمشناسی بنوشیم...
جنوبی خونگرم و شمالی بیغیرت!
عبارتی صریح و تند که جزء پیشزمینههای فکری_فرهنگی عدهی کثیری از ايرانيان است. در کشور ایران و در فرهنگ ایرانی هر فرد، عقیده، نژاد و هر نوع گردهمآیی با لفظ یا الفاظی توصیف میشوند و این دو نیز نسیب شمال و جنوب ایران شده است.
این دو نیمهی کشور ایران بعنوان دو قطب مخالف معرفی میشوند و حقیقتاً اگر مقولهی یکپارچگی مرزی_کشوری و وطنپرستی در میان نباشد حجم تفاوت این دو منطقه را به دو کشور همسایه و مجزا شبیه میکند. بطور ميانگين این دو منطقه جغرافیایی خصایصی دارند که در ادامه به آنها میپردازم.
جنوبگان ایران تحت تأثیر فرهنگ اسلامی و نژادهای آفریقایی، هندی و عرب است و اهالی آن پر انرژیتر، بشاشتر، و در ایجاد تعاملات عاطفی موفقترند. هرچند پذیرای افراد جدیدند اما توان برُ خوردن با عقاید جدید را ندارند. علاوه بر آن کودک، زن، کهنسال، میهمان، غریب و ضعیف مورد توجه و عنایت ویژه قرار میگیرند و منش پهلوانی، حاکم بر فرهنگ عمومی مردمان این خطه است. در کنار آن حیوان در مقابل انسان رذیل است و انسان اشرف مخلوقاتی ست که حیوان طفیلی اوست. اقسام اوتیسم و بیشفعالی از بیماریهای شایع و غالب بر بخش روانی مردمان این دیار است.
شمالگان ایران از فرهنگ مسیحی و از اقسام نژادهای اروپایی وامدار است و اهالی آن مهربانتر و آرامترند. هرچند پذیرای عقاید جدیدند اما توان برُ خوردن با افراد جدید را ندارند. به علاوه به حقوق برابر میان زن و مرد معتقدند و این به حدی برای نیمهی جنوبی ایران که زن را تحت سیطره و حمایت همه جانبهی مرد مقبول میداند، عجیب است که آنان را بیغیرت خطاب میکنند. در فرهنگ شمالگان حیوانات و گیاهان ارزشی برابر و حتی والاتر از انسان دارند. اقسام افسردگی و سندروم داون از بیماریهای غالب بر مردمان این خطه است.
جنوبگان نسبت به شمالگان از اختلالات اخلاقی بیشتری برخوردارند و کژرویهای بیشتری در میان آنان گزارش میشود. بعبارت بهتر تعداد بزهکاران با تفاوتی چشمگیر بیشتر از مردمان نیمهی جنوبی ایرانند.
شمالگان نسبت به جنوبگان از اختلالات روانی بیشتری برخوردارند و اقسام و تعداد بیماریهای مربوط به بخش روان بیشتر در میان آنان گزارش میشود. بعبارت بهتر تعداد مجانین با تفاوتی چشمگیر بیشتر از مردمان نیمهی شمالی ایرانند.
بطور کلی جنوبیها عاقلتر و شمالیها پاکترند. در مقولهی ازدواج جفت شدن مرد جنوبگان و زن شمالگان میتواند زوجیتی بهینه و مطمئن ایجاد کند و عکس آن تلاطم بیافریند.
از جهت ظاهری شمالیها بیشتر با رنگدانههای روشن یا پوک متولد میشوند و جنوبیها با رنگدانههای تیره یا پرُ. هر چند که میتوان هر دو مورد را هم در جنوب دید و هم در شمال اما غلبه خصوصاً در سنوات دور چنین بوده است.
جنوب بخش عظیمی از تمدنش را مدیون نژاد اصیلی با نام کلی تُرک جنوب است که سلسلههای ساسانی، زندیه و ... از آنها مشتق شدهاند. شمال نیز بخش بزرگی از تمدنش را از تُرکان شمال دارد که قاجاریه، سلجوقی و ... از آنها مشتق شدهاند.
در کنار مطالعه و پژوهش در دو حیطهی جامعهشناسی و روانشناسی، من حدوداً بیست سال در جنوبگان و بیست سال در شمالگان ایران زندگی کردهام و نتیجهام در این حوزهی مردمشناسی عبارت را با توضیحات بالا تأیید میکند.
نظرشخصی من این است که شمالگان بهشت بانوان است و یک خانم در آن به وسعت جهان میتوان بال بزند و از خویشتن خویش بهرمند شود و لذت ببرد اما جنوبگان میکده آقایان است و در آن اگر سنبل خان هم باشی بخاطر جنسیتت سروری خواهی کرد و مشعوف خواهی زیست.
در این میان میتوان این نکتهنظر را مطرح نمود که چرا پيوندهای دینی بین اسلام و مسيحيت نمیتوانند از حجم این تفاوت شیرین بکاهند؟ جواب این سوال را در پُست/صفحه بعد خواهيد دانست.
🖋 به قلم سردبیر

